ساخت و ساز معاصر در استان مازندران


ساخت و ساز معاصر در استان مازندران

نویسنده: مما

ـــــــــــــــــــــ
عنوان کامل پروژه: معماری، شهرسازی و ساخت‌وساز معاصر در استان مازندران ـ آسیب‌ها و راهبردها
مجری: گروه شهرشناسی "کارگاه معماری معاصر ایران"، گروه پژوهش مهندس حائری و همکاران
کارفرما: سازمان نظام مهندسی استان مازندران
زمان: مهرماه 1390 تا دی ماه 1391
ـــــــــــــــــــــ

این پژوهش بعد از ارتباطی دو ساله و گفتگوهای پیاپی میان سازمان نظام مهندسی ساختمان استان مازندران و کارگاه معماری معاصر ایران، سر انجام در سال 1390 با همکاری "سازمان نظام مهندسی ساختمان استان مازندران" آغاز گردید و در مدتی بیش از یکسال، با بررسی 7 شهر و 7 روستا از مناطق مختلف جغرافیایی و اقلیمی استان به عنوان نمونه‌های موردی، به بررسی ساخت وساز معاصر در این استان پرداخت. در زیر شرح مختصری از پروژه و چگونگی برخورد با موضوع از سوی کارگاه معماری معاصر ایران آمده است.
نتایج این پژوهش به صورت مجموعه گزارشات در 9 مجلد و مجموعه خبرنامه ها در 3 نسخه، در دفتر "کارگاه معماری معاصر ایران" و انتشارات "سازمان نظام مهندسی استان مازندران" موجود می‌باشد. همچنین در همین رابطه 4 کارگاه در نقاط مختلف استان مازندران و با هماهنگی و همکاری دفاتر سازمان نظام مهندسی ساختمان برگزار گردید.
بازخوانی عمیق مفاهیم معماری معاصر استان مازندران مهمترین نیاز عرصه ساخت و ساز شهرها و آبادی‌های این استان می باشد. به همین منظور در این پژوهش معماری مفهومی کلان تر از یک تک بنا دارد. مراد از معماری بستری برای زندگی است،که مجموعه ای از بنا های همجوار با ساکنین و معیشت آنها را در برمی گیرد.
این مجموعه از یک تک بنا شروع و به حوزه آبریز ختم می شود. از سویی دیگر معماری علاوه بر وجوه ملموس و فیزیکی دارای وجوه نا ملموسیمرتبط با فرهنگ جامعه نیز می باشد که چگونگی تحقق وجه ملموس آنرا تحت تاثیر قرار می دهد و متقابلا فرهنگ جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد.
هدف این پژوهش کاربردی، شناخت وجوه ملموس و ناملموس از مقیاس کلان تا خرد معماری معاصر استان مازندران است که از طریق آن به تبیین نقش معماری در ایجاد ارتباط میان این وجوه مختلف می پردازد. علاوه بر این، مجموعه دست‌اندرکارانی که رفتارهای آن‌ها بر چگونگی سازمانیابی شهرها، چگونگی شکل‌گیری واحدهای همسایگی و چگونگی ساخت‌وسازها موثرند نیز می‌بایست مدنظر قرار گیرند. بنابراین شناخت رفتار متداول هر یک از این دست‌‌اندرکاران-از سازمان‌های و نهادها، شخصیت‌های حقوقی، گروه‌های اجتماعی و افراد- نیز در جهت تدوین راهبردها برای هر یک از آنان می‌بایست مدنظر قرار گیرد.
 
تعریف پروژه
استان مازندران بزرگترین استان حوزه آبریز دریای خزر است که 57 درصد طول ساحل شمالی کشور را در اختیار دارد. این استان از منظر پوشش گیاهی در مقیاس ملی منحصر به فرد و در مقیاس بین المللی شاخص می‌باشد. اصلی ترین عواملی که در شکل گیری این حوزه منحصر به‌فرد نقش داشته‌اند عبارتند از:
1.تعلق ساحل خزر و رشته کوه البرز و پوشش جنگلی به عنوان مشاعیات ملی عموم مردم؛
2.بستر مناسب جهت باغداری و کشاورزی تخصصی در این محدوده؛
3 .دسترسی مناسب این حوزه به قسمت‌های میانی و پر تراکم کشور علی الخصوص تهران؛
4.شکل گیری شهرهای به هم پیوسته در امتداد جاده های بین شهری؛
 
از دیگر سوی مهمترین محدودیت هایی که این حوزه با آنها روبرو است عبارتند از:
1. محدود بودن امکان گسترش شهرها و کمبود زمین میان جنگل و دریا،
2. حساسیت زیست محیطی به سبب تحت تاثیر قرار دادن دو زیست بوم مهم دریا و جنگل به مثابه ثروت های طبیعی ملی؛
3. دسترسی محدود به سواحل دریای خزر در این حوزه (تنها 22 کیلومتر از 214 کیلومتر خط ساحلی در دسترس عموم است.)؛
استعدادها و محدودیت های این منطقه باعث گردیده است که در چند دهه اخیر برنامه ها و قوانین کلانی جهت ساماندهی این حوزه آبریز تدوین گردد. عمده ترین این برنامه ها عبارتند از:
1.قانون اراضی مستحدث و ساحلی،
2.ماده 63 قانون برنامه چهارم توسعه؛
3.مدیریت یکپارچه منطقه ساحلی (ICZM)؛
4.سند جامع ساماندهی به سواحل،
5.طرح کالبدی منطقه ساحلی شمال (استانهای گیلان، مازندران، گلستان).
 
علیرغم وجود طرح ها وبرنامه ها (ارزیابی این طرح ها و برنامه ها پژوهشی دیگر را می طلبد) واستعدادهای منحصر به فرد که به عنوان فرصت هایی برای ایجاد توسعه‌ای پایدار تلقی می‌شود، آنچه در نیم قرن گذشته اتفاق افتاده، توسعه‌ای نامتوازن و تک‌سویه است که در ادامه ذکر می گردد.
1.گسترش صنعت توریسم طبیعی در این محدوده،
2.رشد اقتصادی در دو بخش کشاورزی و خدمات(مرتبط با توریست)،
3.شکل گیری این محدوده به عنوان سومین رتبه از منظر تراکم جمعیتی کشور بعد از استان تهران و گیلان (117 نفر در هکتار)،
4.افزایش جمعیت غیر بومی و موقت،
5.ورود سرمایه های بسیار و ساخت و سازهای به شدت گسترده و نامتناسب با وضعیت اقلیمی، جغرافیایی و اجتماعی در این محدوده.
 
مهمترین پیامد هایی که این توسعه های نامتوازن و بر پایه منفعت های گروه های خاص به همراه داشته است عبارتند از:
1.استفاده اختصاصی از سرزمین مازندران به مثابه ییلاق و خانه دوم،
2.تغییر کاربری‌ها و بورس‌بازی زمین، عمدتا براساس سود و منفعت خصوصی،
3.از بین رفتن الگوهای بومی ساخت و ساز،
4.بارگذاری بیش از حد و نامتناسب بر زمین،
5.پیدایش بناهایی ناهماهنگ با طبیعت و با یکدیگر،
6. ورود انواع مصالح غیر بومی ناهماهنگ با محیط،
7. در معرض خطر قرارگرفتن حیات (انسانی، جانوری، گیاهی)در این محدوده.
 
مهمترین سوالی که در این تحقیق مطرح می شود این است که:
 

"چه عواملی باعث شکل‌گیری توسعه‌ای نامتعادل در عرصه معماری و شهرسازی استان مازندران و تبدیل این استعدادهای منحصر به فرد به تهدیدهایی گسترش یافته گردیده است؟"