سفرنامه- بندر لنگه و بندر کنگ - 11~14 آذرماه 1393


سفرنامه- بندر لنگه و بندر کنگ - 11~14 آذرماه 1393

نویسنده: محمدرضا حائری
بادگیر و گل‌های کاغذی- خانه‌ی فکری

با پشتوانۀ بیش از 10 سال حضور و فعالیت دفتر مُما (کارگاه معماری معاصر ایران) در جزیره‌ی قشم، دهیار سابق روستای سهیلی- آقای عبدالله قاصدی-  در تاریخ 07/9/93 تماس گرفتند و خواستند تا یک بنای قدیمی متعلق به فامیلشان را در بندرلنگه بررسی کنیم و شاید نجاتش دهیم و کاری در زمینۀ بازسازی ارائه دهیم. پس از انجام گفت‌وگوها، بنا شد به عنوان نماینده‌ی دفتر مما (کارگاه معماری معاصر ایران) چهار روز بعد برای بررسی منزلی قدیمی راهی بندر لنگه شوم. آنچه در زیر می‌آید، گزارشی است کوتاه از این سفر.

روز اول- ورود، آشنایی، بازدید و گفت‌وگو:

بندر لنگه و بندر کنگ که چون دو برادر، چندین سده است در کنار هم می‌زیند، با مناره‌های مساجد، بادگیرهای خانه‌ها و درختان بلند و ساختمان‌های نوساز در رنگ‌ها و مدل‌های متنوع، از دور خودنمایی می‌کرد.
پیش از هرچیز، برای بازدید راهی بنای قدیمی شدیم، این بنا که در زمینی حدودا 300 متری ساخته شده بود، شامل یک حیاط مرکزی و یک ساختمان پیرامونی در جبهه‌های شرق، شمال و جنوب بود. بنایی که به گفته‌ی مالک آن جناب اسماعیلی، بیش از 150 سال قدمت داشت. ساباط و بادگیر که می‌توان گفت عضو جدایی ناپذیر ابنیه‌ی کهن حاشیه‌ی خلیج فارس است، در این بنا ی قدیمی حضور داشتند.

تصویر 1- جبهه‌ی شمالی و غربی بنای منزل جناب آقای اسماعیلی (عکس: اعتصامی)

تصویر 2- تصویر سه بعدی ساخته شده بر مبنای وضعیت موجود بنا (تصویرسازی سه بعدی: اعتصامی)

پس از بررسی وضعیت بنا، در گفت‌وگوی تلفنی و به سفارش جناب مهندس حائری، بازدید از شهر و آشنایی با روح معماری بندر لنگه و بندر کنگ در دستور کار سفر دو روزه قرار گرفت. بنابراین برنامه‌ی ادامه‌ی سفر به این صورت چیده شد:

  1. گردش سواره در شهر و آشنایی کلی با وضعیت قدیم و جدید ساخت و ساز و ساختار شهر؛
  2. بازدید از موزه مردم‌شناسی بندر کنگ و آشنایی با برخی آداب و رسوم مردمان منطقه؛
  3. دیدار و گفتگو با استاد رحمان زارعی، استاد معمار بناهای قدیمی منطقه که جناب اسماعیلی قصد داشتند بازسازی خانه را به ایشان محول کنند؛
  4. بازدید از خانه‌های تاریخی و مرمتی موجود در دو شهر و آشنایی هرچه بیشتر با روح معماری منطقه؛

1. گردش سواره در شهر:
گردش سواره، آشنایی با قدمت و تاریخ شهر را میسر ساخت و نیز دیدن ابنیه‌ی نوساز شهر، آگاهی‌بخش حضور مصالح و تکنیک‌های معمول ساخت بود که در سراسر کشور به صورت یکسان متداول است. با این تفاوت که گفت‌وگوها حاکی از توجه مردمان محلی به معماری کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس به ویژه در مورد تأسیسات و شکل ظاهری ساختمان بود.

تصویر 3- نمونه ساخت وسازهای معاصر در بندر لنگه (عکس: اعتصامی)

2. موزه‌ی مردم‌شناسی:
حضور در موزه‌ی مردم شناسی بندر کنگ، بر شناخت از فرهنگ و هنر مردم منطقه افزود. تکنیک‌های منحصر به فرد ساخت ابزار زندگی و دریانوردی و توانمندی و شهرت دریانوردان محلی و نیز آداب و رسوم ویژه‌ی آنان، گویای شیوه‌ی زندگی کهن مردمان منطقه بود. نکته‌ی جالب توجه در رابطه با موزه‌ی مردم شناسی بندر کنگ، نحوه‌ی شکل‌گیری و اداره‌ی این موزه بود. بنای موزه اهدایی یکی از اهالی بندر بود و کلیه‌ی اقلام موجود در موزه توسط اهالی بندر به موزه اهدا شده بود. مدیریت و گرداندن موزه نیز بر عهده‌ی اهالی بود که به موازات فعالیت‌های خود، به صورت داوطلبانه مسئولیت موزه را نیز برعهده داشتند. هدف از احداث این موزه، معرفی شیوه‌ی زندگی و فرهنگ و هنر منطقه به گردشگران و به ویژه نسل جدید ساکنین منطقه عنوان می‌شد و به همین خاطر برای بازدید از موزه، هیچ‌گونه وجهی دریافت نمی‌شد و بازدید برای عموم آزاد بود. دیدار با جناب خصومی که یکی از داوطلبان مدیریت و گرداندن موزه بودند، از فواید این بازدید بود. گفتگو با ایشان که بسیار علاقه‌مند و آگاه به فرهنگ و هنر ایران و به ویژه منطقه‌ی بندر بودند، بسیار لذت‌بخش و مفید بود. در انتهای گفتگو، ایشان از ما دعوت کردند تا فردا همراهشان به بازدید از خانه‌ای قدیمی برویم که توسط یکی از جوانان محلی و با هزینه‌ی شخصی بازسازی شده است. بنابراین یکی از برنامه‌های روز بعد بازدید از این خانه در نظر گرفته شد.

تصویر 4- نمونه‌ حجله‌ی سنتی بندر کنگ که امروزه نیز مورد استفاده است. (عکس: اعتصامی)

تصویر 5- نمونه ساخت بنای سبک با سوند و لیف (برگ و ساقه درخت خرما) در محوطه‌ی موزه (عکس: اعتصامی)

تصویر 6- نمونه ابزارهای موجود در موزه، مورد استفاده در دریانوردی (عکس: اعتصامی)

3. گفت‌وگو با استاد رحمان:
مقصد بعدی، منزل استاد بنای کهنه‌کار بندر بود. استاد رحمان معمار بناهای قدیمی. ایشان سال‌ها به صورت تجربی مشغول فعالیت در زمینه‌ی ساخت و مرمت ابنیه بودند و از دیرباز و با شاگردی در کنار دست استادان معمار، فن آموخته و امروز خود استاد شده بودند. گفتگو با ایشان نیز سرشار از آموزش و آگاهی بود. شروع صحبت از قیاس میان تهران و شهرهای حاشیه‌ی خلیج فارس و کیفیت زندگی درهریک آغاز شد. به نظر ایشان، تهران یک کلانشهر است که بیش از حد رشد کرده. ویژگی آن فضاهای سبز و پارک‌هاست اما مهمترین مشکل آن ترافیک و آلودگی است. کیفیت ابنیه در تهران بسیار پایین است و در تمام شهر نمی‌توان یک بنا یافت که کیفیتی مشابه ابنیه‌ی کشورهای عربی داشته باشد. (از گفتگوها برمی‌آمد که مراد از کیفیت، ریخت‌شناسی ابنیه و ساختارشناسی شهر است).
باب بعدی گفت‌وگو، تجربیات ایشان در حیطه‌ی ساختمان بود. "بتن و سیمان اصلا برای منطقه مناسب نیستند و خانه‌های سنگی قدیمی با مرمت، به راحتی حداقل 50 سال دیگر عمر می‌کنند. در حالی که بناهای نوساز خیلی زود از پا در می‌آیند." این درحالی بود که به نظرایشان هزینه‌ی بازسازی ابنیه‌ی قدیمی از تخریب و نوسازی، صرفه‌جویی بیش از 30% در هزینه را به دنبال خواهد داشت.
گلایه‌های استاد رحمان از کیفیت مصالح امروز شنیدنی بود. مصالحی که چه در مرحله‌ی بهره‌برداری از معدن، چه در مرحله‌ی تولید در کارخانه و چه در مرحله‌ی عمل‌آوری در کارگاه دچار ضعف هستند. بویژه ناراحتی ایشان در رابطه با بناهای منطقه در رابطه با گچ صنعتی موجود در بازار بود که عمر بسیار پایینی داشته و ساخت را با مشکل زیادی مواجه کرده است. "گچ کارخانه‌ای را در کوره می‌ریزند و آتش می‌دهند. بعد همه را یکجا بسته‌بندی می‌کنند. حالا ممکن است برخی کم آتش خورده و خام باشند، برخی سوخته باشند و فقط بخشی به اندازه‌ پخته باشند و برای کار مناسب باشند."
ایشان برای شرح این مسئله، سراغ خاطرات دوران شاگردی خود رفتند و از مراحل عمل‌آوری ملات ساروج و انتخاب گچ و دشواری این مراحل صحبت کردند و اینکه استادکارها تا چه حد بر این مراحل تأکید داشتند.
" عصر یک روز شروع می‌کردیم به درست کردن ساروج و بعد از ترکیب، شروع می‌کردیم به هم زدن و ضربه زدن تا شب. فردا باز می‌آمدیم، دوبار برگردان می‌کردیم و یکبار با پشت بیل محکم روی ملات می‌زدیم. ظهر اوستا می‌آمد و می‌گفت یک بیل ملات برداریم. سپس می‌گفت بیل را وارو (وارونه) کنیم. اگر ملات از بیل جدا می‌شد، باید باز هم به عمل‌آوری ادامه می‌دادیم. آن زمان آب‌انبار خیلی مهم بود و ساختنش کار هرکس نبود. گچ سقف آب‌انبار خیلی مهم بود. برای گچ اول یک سنگ بزرگ را روی آن حرکت می‌دادیم تا با له شدن یا به هم چسبیدن، گچ خام و سوخته از گچ پخته جدا شود. بعد ملات را می‌ساختیم. اوستا می‌آمد و می‌گفت روی دیوار کار کنیم. بعد با یک سنگ به سمت آن پرتاب می‌کرد. اگر سنگ می‌افتاد، می‌گفت معدنی که سنگ گچ از آن آمده خوب نبوده. بروید از جای دیگری گچ تهیه کنید. با آن گچ بود که آب انبار ساخته‌ می‌شد و الان هنوز پابرجاست. با گچ امروز اگر آب انبار کار کنیم، بعد از یکسال شروع می‌کند به کنده شدن و می‌ریزد داخل خود آب‌انبار."
ایشان معتقدند که عمر زیاد ابنیه‌ی کهن، به دلیل همین دقت در انتخاب مصالح و چگونگی عمل‌آوری و ساخت و نیز حساسیت در استحکام بنا است.
"ارتفاع اگر از 2.5 بالا می‌رفت، تکان‌هایی که می‌توانست بخورد بیشتر بود و خطر ریختن بیشتر. مصالح هم مثل الان سفت نبود. اگر زلزله می‌آمد، ساختمان بازی می‌کرد و ترک می‌خورد اما نمی‌ریخت. ساختمان الان یا سالم می‌ماند یا پودر می‌شود."
پس از این گفت‌وگوها صحبت در رابطه با بازسازی خانه‌ی قدیمی و نحوه‌ی انجام آن صورت گرفت. استاد رحمان معتقد بودند که بازسازی این ساختمان نسبت به از نو ساختنش نزدیک به 50% صرفه‌جویی خواهد داشت. و نیز تأکید داشتند که در مورد بازسازی این‌گونه ابنیه نمی‌توان پیش‌بینی کرد و این ابنیه مانند هندوانه‌ی دربسته می‌مانند. بنابراین برآورد دقیق هزینه ممکن نیست ولی مطمئنا به دلیل مشترک بودن بسیاری از هزینه‌های نوسازی با بازسازی، بازسازی و مرمت مقرون به صرفه‌تر است. از طرفی نظر دفتر کارگاه معماری معاصر ایران نیز بر این بود که آنچه در حال حاضر موجود است، کیفیت زندگی بالاتری را به همراه دارد که در بنای نوساز، دسترسی به آن کار بسیار دشواری است.

تصویر 7- از راست به چپ: استاد رحمان، سیدمحمدرضا اعتصامی، جناب آقای اسماعیلی(عکس: طلحه درویش‌زاده)

در پایان استاد رحمان از ما دعوت کرد تا فردا برای بازدید به خانه‌ی شیخ (خانه‌ای که خود ایشان در حال بازسازی آن با هزینه‌ی شخصی شیخ بهجت بودند) برویم. بنابراین بازدید از این خانه نیز در برنامه‌ی فردا جای گرفت.

روز دوم- بازدید از خانه‌های تاریخی:

بنا به برنامه‌ی چیده شده، روز دوم اختصاص داشت به بازدید از خانه‌ی شیخ (خانه‌ای که استاد رحمان در حال بازسازی آن بودند و در حال حاضر در بخشی از آن شیخ بهجت اقامت داشتند و در بخشی دفتر ثبت اسناد رسمی فعال بود)، خانه‌ی فکری (خانه‌ای بازسازی شده توسط میراث فرهنگی که در حال حاضر کاربری رستوران سنتی را به خود گرفته بود) و خانه‌ای تاریخی (خانه‌ای بازسازی شده با هزینه‌ی شخصی که جناب خصومی در موزه‌ی مردم شناسی کنگ ما را به بازدید آن دعوت کرده بودند).

* خانه‌ی شیخ:

تصویر 8-  نمایی از خانه‌ی شیخ (عکس: اعتصامی)

این خانه در ابتدای عمر در حدود 100 و اندی سال پیش در زمینی در حدود 1000مترمربعی ، در دو طبقه به صورت با حیاط میانی در وسط، یک ساباط پیرامونی و در بیرونی ترین لایه، اتاق‌ها، بنا شده بود. پس از آن و با مهاجرت بازرگان، این بنا واگذار شده و به مدرسه‌ی علوم دینی تبدیل شده بود. در زمان تبدیل شدن به مدرسه علوم دینی، طبقه‌ی اول کلاس‌ها و طبقه‌ی دوم حجره‌ی طلاب و کتابخانه را تأمین می‌کردند. پس از چندی به دلیل خرابی ساختمان، مدرسه تعطیل و به بنایی نوساز در همسایگی منتقل گردید و در نتیجه خانه نیز واگذار گردید. در نهایت ساکن فعلی یعنی شیخ بهجت در آن اقامت گزید. ایشان یکی از مجلسی ها را که در نزدیکی ورودی ساختمان قرار داشت، به دفتر ثبت و مجلسی دیگر را به اتاق مهمان بدل کردند و در ضلع شرقی بنا اقامت گزیدند. باقی ساختمان خالی از سکنه باقی ماند و ایشان تصمیم به بازسازی بنا گرفتند تا شاید در آینده باز هم مدرسه‌ی دینی را بازسازی کنند.

تصویر 9- کتابخانه در طبقه‌ی دوم. (به دیواره‌ی سمت راست توجه کنید، ستاری ...) (عکس: اعتصامی)

یکی از مهمترین ویژگی های این بنا، آشنایی با پدیده‌ای به نام "ستاری" بود. ستاری عبارت است از دیواری دوجداره که جداره‌ی داخلی از سقف شروع شده و تا کمی بیش از نیمه‌ی دیوار پایین می‌آید و جداره‌ی بیرونی تا کمی بالاتر از نیمه‌ی دیوار از کف بالا می‌آید. فاصله‌ی بین این دوجداره، در حدود 10 سانتی متر است و مهمترین عملکرد آن، انتقال باد از بیرون به داخل است. این پدیده را قبلا در بررسی های میدانی در معماری بومی قشم در مسیر بهبود بخشیدن به کارائی بادگیر شناسائی کرده بودیم و در این جا با تنوع شیوه های آن بیشنر آشنا شدیم.

تصویر 10- سمت راست: جزییات دیوار دوجداره، سمت چپ: نور ورودی از ستاری (عکس: اعتصامی)

دلیل نامگذاری به نام ستاری، این است که در عین عدم جلوگیری از ورود هوا، پوشیدگی بصری را ایجاد می کند و به همین دلیل ستاری که به معنای پوشاننده است را بر آن نهاده‌اند. در خانه‌ی شیخ، به وفور از این نوع دیوار استفاده شده بود.

* خانه‌ی فکری:

تصویر 11- خانه تاریخی فکری (عکس: اعتصامی)

این خانه که متعلق بوده است به تاجر معروف بندر لنگه، به نام خود ایشان نام‌گذاری شده است. این بنا نیز در زمینی بیش در حدود 1000 مترمربعی ساخته شده است و مانند غالب خانه‌های بندر، دارای حیاط میانی، ساباط پیرامونی و اتاق‌ها در بیرونی‌ترین لایه‌ی بناست. مهمترین نکته در مورد خانه‌ی فکری، وجود یک ساباط در مرکز حیاط بود که در واقع برای دستری مستقیم ضلع شمالی و جنوبی بنا بدون گذر از آفتاب سوزان تعبیه شده بود. این ترفند را شاید بتوان یک معاصر سازی در راستای کوتاه کردن مسیر دسترسی در خانه‌های حیاط مرکزی در جنوب ایران دانست که به دلیل گرما و آفتاب، دستری به دو ضلع روبه‌ور یا می‌بایست از میانه‌ی حیاط و آفتاب آن محقق شود و یا از طریق پیمودن راه طولانی در ساباط پیرامونی.

تصویر 12- تصویری از ساباط مرکزی حیاط (عکس: اعتصامی)

نکته‌ی قابل توجه دیگر در مورد خانه‌ی فکری، تأثیرات مرمتی میراث فرهنگی بر این بنا بود. متأسفانه نوع بازسازی کف‌ها و برخی بدنه‌ها مشابه مرمت‌هایی بود که در بخش مرکزی کشور انجام می‌شدند. گویی که برای مرمت در این سازمان، استانداردهایی در نظر گرفته شده که برای کل کشور یکسان است. برای مثال، نوع کف‌سازی حیاط با خشت و نوع پله‌سازی‌ها مشابه مرمت‌های سایر بخش‌های کشور بودند.

تصویر 13- نوع کفسازی و پله‌سازی در خانه فکری (عکس: اعتصامی)

نکته‌ی دیگر در مورد خانه‌ی فکری، ریختن گچ دیوارهای بیرونی در زمانی کوتاه بعد از مرمت بنا بود که فکر را به سمت گفته‌های استاد رحمان در مورد کیفیت مصالح امروزی می‌کشاند.

* خانه‌ای تاریخی:

تصویر 13- خانه‌ی تاریخی، دید از بالای بام به حیاط مرکزی (عکس: اعتصامی)

این خانه که در داخل بافت قدیمی بندر کنگ واقع شده بود، توسط یک جوان کنگی در سال 1385 خریداری شده و با هزینه‌ی شخصی ایشان به طور کامل بازسازی شده بود. این خانه نیز دارای حیاط میانی بود و تنها تفاوت آن، وجود ساباط در دو جبهه‌ی شمالی و جنوبی بنا بود. که می‌‌توان این مسئله را به طور مستقیم مرتبط با مساحت کم‌تر بنا و نیز زاویه‌ی تابش آفتاب در منطقه دانست. بنابراین میزان فضای بسته افزوده شده بود و فضای سرپوشیده کم شده است.

تصویر 14- سمت راست: ساباط ورودی (جنوب شرق بنا)، سمت چپ: ساباط جنوبی بنا (عکس‌ها: اعتصامی)

نکته‌ی قابل توجه در مرمت این بنا، استفاده از رنگ آبی در بخش‌هایی از بنا بود که قدمتی بسیار کهن در معماری جنوب کشور داشته و مدت‌هاست به فراموشی سپرده شده است.
متأسفانه در این بنا به دلیل هزینه‌بر بودن و فرض بر عدم کاربر امروزی، بادگیر بنا در مراحل مرمت حذف شده بود که نشان از عدم به روزرسانی بادگیر برای انتقال به زندگی امروزی منطقه دارد.
در جانپناه بام این خانه نیز از "ستاری" بهره گرفته شده بود که امکان استفاده از بام بدون اشراف به منازل پیرامونی را فراهم می‌کرد ودر عین حال جریان هوا را در سطح بام برقرار می‌ساخت.

تصویر 14- سمت راست: جزئیات ستاری، سمت چپ: جانپناه بام به صورت ستاری و به ارتفاع 180 سانتی‌متر (عکس‌ها: اعتصامی)

و این یک جریانی است که پایانی بر آن نیست...

برای مشاهده‌ی تصاویر بیشتر، به اینجا مراجعه کنید.