تهران پیش قراول هزینه کردن هویت شهری - روزنامه شرق، شماره 2530


تهران پیش قراول هزینه کردن هویت شهری - روزنامه شرق، شماره 2530

نویسنده: محمدرضا حائری
تهران پیش قراول هزینه کردن هویت شهری - روزنامه شرق، شماره 2530

تهران پیش قراول هزینه کردن هویت شهری
محمدرضا حائری

روزنامه شرق
کد خبر: 86989
تاریخ خبر: ۱۳۹۴ پنج شنبه ۶ اسفند
 
 اگر از شهری مانند تهران امکانات خدادادی اش را بگیریم و همه آن امکانات را برای ساختن و ساختمان هزینه کنیم، یعنی روی تمام رود دره ها و تپه ماهورها و دشت ها و باغ ها و حریم هایش بسازیم و درهمین حال به جست وجوی هویت شهری بگردیم هم زمان در دو مسیر، که خلاف جهت یکدیگر هستند حرکت کرده و می کنیم. چراکه با هزینه کردن استعدادها و توان های سرزمینی تهران و تصرف همه حریم های آن، عملا در مسیر بی هویتی گام برداشته ایم و در این وضعیت تمامی عناصر هویت بخش شهر جایگاه واقعی خود را از دست خواهند داد. پیش فرض این گفتار آن است که ماهیت شهر در همه جای جهان عبارت است از سازماندهی مدبرانه فضا و فعالیت از طریق برقراری تعادل میان فضاهای عمومی و خصوصی طبیعی و مصنوع. اما هویت مربوط است به اینکه کدام شهر ایرانی است و کدام شهر اروپایی و کدام شهر ژاپنی. هویت به اینها مربوط است و از سوی دیگر رابطه ای تعاملی و تکاملی بین هویت و ماهیت وجود دارد. مشکل بتوان این دو را نسبت به شهر به طور مستقل و جداگانه مطرح کرد، مگر در مباحث صرفا فلسفی. نمی شود ماهیت شهری انسجام نیافته باشد اما هویتش تکامل یافته و وقتی در شهری مدیریت فضا و فعالیت عُقلایی باشد، منطقی باشد، ماهیت شهر ساخته وپرداخته می شود. برپایه چنان ماهیتی، هویت شهری امکان بروز پیدا می کند. همچنان که در ماهیت، همه ما انسانیم، اما هویت ما به نوع ادب ورزی ایرانی مان و رفتار صلح آمیز مسلمانی مان وابسته و ممتاز است. شهر هم همین طور. بر بستر ماهیتی سالم، هویتی منسجم آشکار می شود و تمامی عناصر و عوامل فیزیکی و بصری شهر، بخشی از این هویت می شوند. پژوهشی درباره چگونگی حضور یک بنا در یک جامعه شهری یا روستایی انجام شده با عنوان
 Building Performance Evaluation (قابل جست وجو در اینترنت). جان کلام این پژوهش می گوید زیبایی مقوله ای جدا از سایر عوامل شکل دهنده یک بنا نیست. اما اکنون زیبایی یک بنا به عنوان یک پدیده عرضی در مرحله آخر نمود می یابد. حال آنکه در تمام معماری های برجسته جهان، زیبایی در بطن تک تک عناصر به  کار رفته در اثر حضور و بروز دارد. براساس این پژوهش هر بنا در وهله اول باید سلامت، ایمن و امن باشد. این اولین و پایه ای ترین عوامل و مفاهیم موردنیاز
در یک بناست. اگر این سه نباشد دیگر هیچ. پس سلامتی، ایمنی و امنیت. در وهله دوم هر بنا باید بتواند به کفایت از عملکردهای موردنیاز، روابط صحیح بین عملکردها و کارایی عملکردی برخوردار باشد. اگر بنا، خانه است یا بیمارستان باید به کفایتِ امروز و نیازهای آینده  از وجود عملکردهای ضروری و آینده نگر، برقراری روابط صحیح بین آنها و کارایی هر یک از آنها برخوردار باشد. پس اگر سالم و ایمن و امن ساختیم اما عملکردها و کارایی روابط عملکردهای بنا صحیح نباشند، بنا از سودمندی لازم برخوردار نخواهد بود. پژوهش BPE ادامه می دهد که هر بنا در مرحله سوم باید پاسخ گوی نیازهای فرد، نیازهای جامعه و نیازهای فرهنگی موجود باشد. وقتی تک تک ساختمان ها با این شیوه BPE مورد ارزیابی و سنجش ساخت وساز قرار بگیرند می توانیم آن را به ارزیابی کمی و کیفی شهری (Urban Performance Evaluation) ارتقا دهیم و می توانیم شهر را هم با این معیار ها بسنجیم. یعنی هر شهری در درجه اول باید سلامت، ایمن و امن باشد و راه را بر سیل و زلزله و آتش سوزی، خلاف و دزدی ببندد و در درجه دوم باید کاربری های لازم طبیعی و مصنوع را دارا باشد و رابطه صحیح بین کاربری ها یعنی شبکه معابر سواره و پیاده و کارایی مجموعه های عملکردی را داشته باشد؛ و در درجه سوم شهر باید پاسخ گوی نیازهای فرد، جامعه و فرهنگ اجتماعی باشد. در آخرین مرحله در صورت دارابودن 9 معیار پیشین شهر و بنا به طور طبیعی و فرایندی زیبا خواهند بود و البته می توانند زیباتر شوند. با رعایت 9 معیار برشمرده، اصول زیبایی شناسی اجتماعی که هماهنگی و تعادل است پدیدار می شوند و با تکیه بر خلاقیت مدیران، معماران، شهرسازان و هنرمندان شهر می تواند زیبا و زیبا تر شود. با توجه به گفتار فوق، تهران، بستری به غایت مستعد را با ترکیبی از کوه و کوهپایه و جلگه و دشت، برای شهرشدن در اختیار ما قرار داده. این ساختار طبیعی در طی  هزاره ها- بیش از هشت هزارسال- ساختار تمدنی سالم، ایمن، امن، کارا و پاسخ گویی را؛ از ری گرفته تا تجریش و قیطریه و بعد دارالخلافه طهماسبی و دارالخلافه ناصری را پذیرا شده و تا دهه 1330 برای ساکنانی حدود 5/1 میلیون نفر آب و سبزه و هوای تمیز فراهم کرده. اما بیش از نیم قرن است که ما (منظور از ما یعنی مردم و مدیران و متخصصان) تک تک عناصر ساختاری تهران را هزینه کرده ایم برای ساختن، آن هم ساختن بدون معماری که از پدیده های نادر در نیم قرن اخیر است و از تهران شروع شد و به سراسر کشور گسترش یافت، ساختن بدون معماری، یعنی درنظرنگرفتن معیار های سازماندهی آگاهانه فضا از طریق هزینه کردن سرمایه های طبیعی، تاریخی و تمدنی تهران. اکنون بعد از نیم قرن به خود آمده و می پرسیم چگونه شهر ما می تواند با هویت و زیبا شود؟ چگونه آن را آراسته کنیم؟ به قول معماران قدیمی آراپیرا کنیم، تنظیم و تقویم کنیم، فوت وفن این کار چیست؟ فوت وفن این کار این رفتاری نیست که در این نیم قرن در پیش گرفته ایم. در شهری مثل تهران زیبایی بیشتر نمایان می شود هنگامی که ما خطرات عظیم شهری را مانند سیل و زلزله و آلودگی هوا در کوتاه مدت برطرف کنیم یا حمل ونقل عمومی را سازمان دهیم، بدنه شهر به عنوان زیرمجموعه هویت شهر، هنگامی معنای واقعی خود را می یابد که فضا های طبیعی شهر را با حریم خواری، کوه خواری، مسیل خواری، گسل خواری، از بین نبریم و با هزینه کردن سرمایه های طبیعی و تمدنی شهر در تعارض قرار نگیرند. بیش از نیم قرن است که تهران را به اشتباه در شرق و غرب روی اراضی محافظت کننده رشد داده ایم.
ساختار طبیعی، تمدنی و تاریخی شهر تهران در طی  هزاره ها به صورت شمالی- جنوبی شکل گرفته و با گسترش شرقی- غربی تهران، بیش از نیم قرن است که سرمایه های طبیعی، سرمایه های تمدنی و اجتماعی شهر را هزینه کرده ایم و هنوز هم می کنیم. اما هنوز هم فرصت داریم.  ما (مردم، مدیران و متخصصان) در این قمار هزینه کردن سرمایه های طبیعی و تمدنی تهران همه بازنده ایم. در حالت باخت، طرح کلامی مقوله هویت ما را نجات نمی دهد. اگر ما (یعنی مدیران، مردم و متخصصان) با عزمی همگانی و غیرشعاری دوباره روددره های تهران را به شهر تهران برگردانیم و به جای دامن زدن به ولع تملک، احساس تعلق را در شهر رواج دهیم. اگر به جای منفعت آنی و خاص، منفعت آتی و عام را جایگزین کنیم، هم شهر، هم شهروند، هم شهردار و هم شهرساز برنده خواهند شد. در توسعه کلان شهر تهران اگر حریم ها را- تمام حریم های طبیعی و مصنوع را- به رسمیت بشناسیم (چون حریم ها، هم حدفاصل فضاهای طبیعی و مصنوع را جدا و مشخص می کنند هم از تداخل عملکردی آنها جلو گیری می کنند)، این یگانه راهی است به سوی تضمین هویت تهران که در آن به طور طبیعی زیبایی بروز پیدا می کند و عناصر هویت بخش از حالت الحاقی و بزک فاصله گرفته و جایگاه واقعی خود را به طور طبیعی به دست می آورند.